قصه با غین!

قصه های واقعی، قصه های مجازی، قصه های من

قصه با غین!

قصه های واقعی، قصه های مجازی، قصه های من

فرره

جمعه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۵، ۰۸:۰۱ ق.ظ

بَرَره، اسم یه شهر کوچیک عجیب و غریب با مردمی عجیب و غریب تر بود که زائیده ی تخیلات مهران مدیری و تیم نویسندگانش بود. انقدر آداب و رسوم مردمش خاص و حیرت آور بود که گاهی فکر می کردیم این یه تکه از مریخه که جدا شده و افتاده روی زمین. زبونشون، تعاملاتشون، مراسمات مختص ازدواجشون، کشاورزیشون، نژاد پرستی و تاریخ سازی شون، جنگ و تجارتشون، آثار باستانی شون، مملکت داریشون و خلاصه همه ی کارهاشون مختص خودشون بود و انحصاری!!

تو خیلی از قومیتها؛ به سختی یه غریبه رو داخل جمعشون میپذیرن، خیلی از مردم دنیا، تابع سنت های خاص و بعضن دور از عقل، توی مسائل مختلف هستن، خیلی ها هم هستن که برای موفقیت و طی کردن سریع پله های ترقی، تنها روش هایی که بلدن سواری گرفتن از گُرده ی دیگران و چاپلوسی صاحب منسب هاست! اما برره ای ها توی این موارد رکورد دار و صاحب سبک بودن. شاید هم اهالی منطقه یا شهر یا کشوری، توی یک یا دو مورد از اینها، از برره ای ها هم پیشی گرفته باشن اما هیچ نقطه ای روی زمین نیست که تمام این ویژگیهای اعجاب آور رو یک جا داشته باشه!

مدتیه متوجه شباهت های باور نکردنی زیادی بین محله ای که توش ساکن هستیم با برره شدم.

 مثال میزنم:

☼ تاریخ برره، یکی از افتخارات مردمش بود. تاریخی که توش اهالی برره، کاشفین آمریکا؛ فاتحین همه ی جنگ های بزرگ و کاشفین بسیاری از یافته های بشری معرفی شده بودند. تاریخی عریض و طویل و قطور که فقط دست خود مردم برره بود. دقیقن تاریخ محله ی ما همین ویژگی رو داره. نقشی که طبق اون، اهالی اینجا توی انقلاب داشتن، مردم تبریز و قم و ورامین و پیشوا نداشتن.

☼ یه غریبه یا تازه وارد توی برره، همیشه یه غریبه بود، تا زمانی که اونجا رو ترک کنه و هرگز اون رو به عنوان یک هم شهری نمی پذیرفتن و بالتبع یه غریبه از بعضی امتیازات که شامل برره ای ها میشد، محروم بود. این دقیقن اتفاقیه که تو محله ی ما میفته. ساکنین اینجا از نظر بومی ها دو دسته ی کلی هستن، دسته ی اول خودِ بومی ها و دسته ی دوم غریبه ها! البته این دسته ی دوم خودش بر حسب قومیت و ملیت به دسته های کوچیکتری تقسیم میشه! حتی اگر صد سال هم از اقامت یه غریبه توی محله بگذره، باز هم از نظر بومی ها، اون همچنان یه غریبه تلقی میشه! یک سری امتیاز رو هم برای خودشون قائل هستن که یه غریبه حتی به اونها فکر هم نباید بکنه.

☼ تو برره، مفاهیمی مثل توسعه و بهره وری اساسن بی معنی بود. همه جا حرف اول و آخر و وسط و یکی مونده به آخر رو پول میزد! گااااهی، البته فقط گاهی هم روابط عرض اندام میکردن و خودی نشون میدادن و این وسط ضوابط یا قربانی می شدن یا بر پایه ی پول و روابط شکل میگرفتن! تو محله ی ما چربش به سمت روابطه! و همه چیز بر پایه ی روابط استواره! درواقع اینجا اگر میخواهی به اصطلاح خَرِت بره، یا باید کلی سیبیل چرب کنی، یا با اونها که سیبیلشون چربه به شکل های مختلف رابطه برقرار کنی! روش اول که از دست هر کسی بر نمیاد و اگر کسی این قدر دارایی داشته باشه اینجا نمیمونه و روش دوم هم با توجه به قاعده ی "غریبه همیشه غریبه است"!!! به ندرت جواب میده!



☼ اهالی برره، از صمیم قلب محله شون رو دوست داشتن، اما وقتی حرفش میشد، شهرها و کشور های دیگه رو حسابی گل و بلبل معرفی میکردن و مهاجرت و سکونت توی اونها رو مایه افتخار و مباهات میدونستن، درست مثل هم محله ای های من که وقتی دارن راجع به برخی محلات دیگه صحبت میکنن با سری بالا و سینه ای بر اومده میگن فلاااااان فاااااامیلموووووون فلااااااااااان محله میشینن! ما هم شاید به زودی بریم اونجا و از این خراااااب شده رااااااحت بشییییییم!!! در حالی که نه میرن، نه میتونن از اینجا دل بکنن! حتی وقتی هم که میرن باز یه تیکه از دلشون رو اینجا جا میذارن!

☼ رسم و رسوم مخصوصن توی ازدواج؛ نوع مبادلات تجاری؛ شکل و میزان رفت و آمد های فامیلی و دوستانه و... خلاصه از هر جهت که بررسی میکنم میبینم محله ی ما یه پا برره ست واسه خودش! برای همین دلم میخواد به جای اسم خودش یعنی " #فرحزاد " بهش بگم "فَرَره"

 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۱/۲۰

نظرات  (۱)

۲۰ فروردين ۹۵ ، ۱۶:۱۳ یاقیش سیف الدین
به به مطلب جدید
مبارکه
پاسخ:
ممنونم از توجه شما :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی